[ad_1]

در طی این تابستان همه گیر غیر تابستانی ، با فضای محدود و زمان طولانی ، خودم را درگیر گرفتن رمان جاسوسی جان لو کاره در سال 1963 کردم ، جاسوسی که از سرما آمده است. من این کتاب را دهه ها پیش خوانده بودم ، اما خاطره من از این رمان در آخرین تصویر نهایی آن تقسیم شد – الک لیماس و لیز گلد در سمت آلمان شرقی از دیوار برلین ، دو انسان گرفتار در صلیب ، کانون توجهات ، دسیسه های بین المللی و خیانت نهادی.

با خواندن دوباره رمان پس از این سالها ، من تعجب كردم كه چقدر خوب است فراتر از ژانر ژانر تریلر جاسوسی ، ژانری كه لو كاره بیش از هر نویسنده دیگری در قرن 20 تعریف كرد. شخصیت ها به طرز شگفت انگیزی پیچیده هستند ، در حالی که سیاست لو کاره رادیکال تر از آن است که از خواندن قبلی به یاد آوردم. فیدلر ، افسر اطلاعاتی یهودی آلمان شرقی ، مجاز است در انتقاد کمونیستی خود از غرب سرمایه دار قانع کننده باشد ، اگرچه آنچه که برای غرب وحشتناک تر به نظر می رسد ، لو کاره به یاد می آورد ، بدبینی و یهود ستیزی اطلاعات انگلیس است فیدلر ، لیز (که یهودی نیز هست) و لیماس را در یک توطئه سازماندهی شده برای نجات موند ، رئیس بی رحم فیدلر ، که به عنوان عامل مضاعف برای انگلیس کار می کند ، قربانی کرد.

در کنار سیاست ، لذت سبک لو کاره نیز وجود دارد. با استفاده از اصطلاحات هوشمندانه جاسوسی وی ، استفاده از کلماتی مانند “سیرک” ، “کنترل” ، “لمپمن” و “اسکالفونتر” که به نظر می رسد ماجراهای رابرت لوئیس استیونسون قرن 19 با فعالیت های رمزگشایی در زمان جنگ ترکیب شده است ، کارهای زیادی انجام شده است. پارک انگلیس بلچلی. اما ج جاسوسی که از سرما آمده است، شخص بیش از اصطلاحات به نثر توجه می کند: «امروز صبح سرد بود ؛ غبار روشن ، مرطوب و خاکستری بود و پوست را تحریک می کرد. این فرودگاه جنگ را به لیماس یادآوری کرد: ماشین هایی که نیمه در مه پنهان شده بودند ، صبورانه در انتظار اربابان خود بودند. “

با اندازه گیری و اعتماد به نفس ، این صدای گویای مردان نخبه سفید در انگلستان است. با هدف مطالعه دقیق و اعتماد به نفس طبقاتی ، که توسط واژگانی بدون تزئین اما به طرز حیرت انگیز هیجان انگیز آشکار شد ، در قرن بیستم قبل از ناپدید شدن به اوج خود رسید ، کاملاً شبیه دیوار برلین و جنگ سرد در طلوع هزاره جدید. این سبک در Le Carré کاملاً منطبق با محتوا ، نثر خاکستری برای جهانی خاکستری و ابدی غم انگیز با حافظه است.

تیسبک او یکی از جنبه های تعیین کننده بهترین کار لو کاره است – رمان های جاسوسی جنگ سرد با بازی جورج اسماعیلی ، به ویژه جاسوس سرباز Tinker Tailor، دانشجوی افتخاری، و مردم لبخند، کتابهایی که معمولاً به عنوان سه گانه کارلا شناخته می شوند ، پس از جاسوس شوروی که اسمیلی سعی در طراحی آن دارد. پس از پایان جنگ سرد ، این سبک تکامل یافت. در حالی که برخی از رمان های بعدی او به سال های جنگ سرد برمی گردد ، آنها همچنین بیشتر در جستجوی دنیای گیج کننده ای هستند که پایان این جنگ طولانی را به وجود آورد.

سیاست لو کاره ، برخلاف سیاست های هموطنان مانند کریستوفر هیتچنس ، چرخشی شاهنشاهی به خود نگرفت. در مورد جنگ در عراق و هدف قرار دادن مسلمانان در جنگ علیه تروریسم به رهبری ایالات متحده ، او همچنان صدای انسانی و انتقادی بود. موضع وی در مورد فلسطین نیز همین بود. در طول تردید نسبت به غرب ، او دست نخورده باقی مانده است ، ریا و منافع شخصی او با وضوح خیره کننده ای مورد بررسی قرار می گیرد ، به ویژه توانایی او ، به گفته فیدلر ، در توجیه “گرفتن زندگی انسان”. [and] بمب در رستوران شلوغ “به این دلیل که سرمایه داری غربی بهترین و بهترین راه است.

با این وجود ، با وجود خشم عصبانیتشان ، رمان های بعدی لو کاره بهترین نوشته های او را به تصویر نمی کشد. به نظر می رسد نظم نئولیبرالی براق تونی بلر و جورج دبلیو بوش ، بمباران هواپیماهای بدون سرنشین ، لباس های نارنجی و سردرگمی مداوم تصاویر روشن در اینترنت ، با خلق و خوی یا سبک خاکستری او به عنوان یک هنرمند مطابقت ندارد. توانایی ویژه او در تحریک و تحریک رمان های جنگ سردش ، به دست آوردن روانشناسی امپراتوری رو به زوال بود ، حس انگلیسی ها در دنیایی که به طور ناگهانی و همزمان استعمار شد ، شوروی و آمریکایی ، سه قرن سلطه که به خانه های انفرادی خیره می شد و به آسمان خاکستری سرشار از باران. مانند کونی ساکس ، شخص آکسفورد که نسلهای جاسوسی را آموزش داده است ، اسماعی را در یک مالیخولیای مست ، پس از شاهنشاهی قرار می دهد ، “در امپراتوری آموزش دیده ، برای کنترل امواج آموزش دیده است. همه آنها ناپدید شدند. همه برده شد. ”

مسخره کردن این مسئله در پرتو هزاره جدید آسان بوده است ، زمانی که به نظر می رسد انگلیس خود را به همان اندازه کارگر جدید ، که از اوج های نایل فرگوسن و مارتین ایمز در ماجراهای سلطنتی دیجیتالی ، جذاب و جدید امپراتوری گرفته شده ، دوباره کشف کرده است. در صحنه های قدیمی عراق و افغانستان. با این وجود حوادث سالهای اخیر – Brexit ، Trump ، و البته گره گشایی حیرت انگیز و مداوم که توسط Covid-19 تسریع می شود – به ما یادآوری می کند که سقوط شاهنشاهی ممکن است در واقع هنجار زمان ما باشد. در این جهان از افق های باریک ، جایی که به جای یک ملیت یا نژاد که سعی در تسلط بر امواج دارد ، امواج خودشان بی وقفه از بشریت بالا می روند ، اختراع زوال لو کاره موفق می شود با همه ما صحبت کند.



[ad_2]

منبع: offline-news.ir