[ad_1]

مبارزه مداوم برای عدالت نژادی. آینده خانواده های مهاجر. سلامتی و سلامتی همه آمریکایی ها. سرنوشت سیاره شکننده ماست. ایالات متحده در سال 2020 با چهارراهی روبرو است. در جستجوی داستانهایی است که تحت رادار ملی پرواز می کنند، ملت و بنیاد مگنوم آنها شریک هستند چه چیزی در معرض خطر است، مجموعه ای از مقاله های عکس از سراسر کشور از طریق لنزهای تهیه کنندگان مستقل تصویر. کل سریال را اینجا دنبال کنید. این مشارکت با حمایت از ایجاد شده است پروژه گزارش مشکلات اقتصادی.

مادرم زنی سخت کوش بود. او هنگام راه رفتن ، لک می زد ، قدم های هدفمندی را برمی داشت و با زور قدم می زد. صندلی نشست.

او همیشه تا 9 لباس می پوشید – به عنوان یک هائیتی ، تقریباً یک وظیفه بود. یک لباس هوشمند ، کفش هوشمند ، یک کلاه ، اگر بخواهد ، هر کجا که برود ، ظاهر خوبی داشت و بوی خوبی داشت. نه اینکه من در جوانی همیشه نسبت به او چنین احساسی داشتم: مادرم به عنوان مهاجر در ایالات متحده برای خانواده اش جنگید ، از بی شمار بستگان مراقبت کرد که به اینجا بیایند و مراحل مهاجرت را طی کنند (او از میان 16 خواهر و برادر دومین فرد مسن بود) ، که برای تربیت فرزندان خود سخت کار می کرد ، اما من در دوران کودکی هنوز از لحظه های لهجه و نحوه برخورد او با برخی از کلمات انگلیسی احساس خجالت می کردم. این امر با اشغال فضا همراه است: اگر از دیگران متمایز شوید ، به دیگران امکان می دهد شما را ببینند و برخی از آنچه که می بینند خوششان نخواهد آمد.

وقتی من کلاس چهارم بودم مادرم سرطان پستان تشخیص داد. وی تحت شیمی درمانی قرار گرفت و پستان چپ خود را با جراحی برداشتند. بیمارستان به او یک کلاه گیس عاجی و سوتین جیبی – سوتین ماستکتومی ، کلاه گیس ریزش مو داد. درمان وی شدید بود. او همیشه به نظر می رسید که نفس می کشد و بالا و پایین رفتن از پله ها دشوار است. اما چیزی که بیشتر در مورد این تابستان به خاطر می آورم این بود که مادرم در طول مصیبت تا چه اندازه با اعتماد به نفس باقی مانده است ، و چگونه اصرار داشت که طبق شرایط خودش زندگی کند. یادم می آید که به خصوص یک روز پشت سر او راه می رفتم و از خودم تعجب می کردم که چرا کلاه گیس یا سوتین جیبی جدید خود را نپوشیده است. او آن روز بدون سوتین بود ، شلوار کمر بلند و جلیقه دکمه دار سفید با گردن عمیق V ، که باعث می شد جای زخم های جراحی روی پستان چپ او به راحتی دیده شود – بسیار عالی به نظر می رسید. با اعتماد به نفس در راه رفتن ، تاب خوردن و قدم گذاشتن یک پا پس از دیگری ، مطابق با شرایط خودش زندگی می کرد.

حتی در هنگام مرگ ، او جای او را گرفت: هنگام تشییع جنازه او ، هنگامی که من 10 ساله بودم ، ماشین حامل اجساد او ساعتها رانندگی کرد. تعداد افرادی که برای اعزام مادرم حاضر شده اند باعث شده جاده های روستایی پنسیلوانیا در ساعات اوج مانند آزادراه به نظر برسد. ماشین ها از راه دور کشیده شدند. نمی دانستم مادرم این همه آدم را می شناسد. من نمی دانستم که او در کشور خوانده خود چقدر جامعه ایجاد کرده است.

در زبان کریولیایی هائیتی ، نامی برای زنانی مانند مادرم وجود دارد: “گوو فنم”. به معنای واقعی کلمه “زن بزرگ” گوو فنم زنی است که در زندگی برجسته است و در مقابل کسانی که دوست دارند ، ایستادگی می کند. اما گوو فنم نیز زنی است که بیش از سهم خود را از تیر و تیرهای این دنیا به آنها می اندازد ، درد و دردهایی را جذب می کند که می تواند افراد کمتر مقاوم یا مصمم را خرد کند. بسیاری از زنان خانواده من گوو فنم هستند ، زنانی که بار را فراتر از تصور اکثر مردم گذاشته اند. در دبیرستان ، عمه ام در خیابان فروش می کرد و وقتی با اتوبوس مدرسه به خانه رسیدم ، بچه ها به پنجره اشاره کردند و به خاطر جوراب فروشی به او خندیدند. مادربزرگ من دخترش را به ایالات متحده دنبال کرد ، 20 سال یک روند تحریف مهاجرت را پشت سر گذاشت ، اما قبل از اینکه بقیه اعضای خانواده اش را حمایت کند تا اینجا بیاید ، درگذشت. این تجربیات جای زخمهایی از نظر جسمی و عاطفی برجای گذاشت که با گذشت زمان از بین نرفت.

اخیراً یک آلبوم عکس پیدا کردم که مادرم آن را نگه داشت. من هرگز عکسهای او را در حالی که کوچک بود ندیده بودم ، هرگز ندیده بودم که او در سن من چه شکلی است. با نگاه کردن به عکسها ، تعجب کردم که او در مورد همه چالشهایی که بعد از مرگ با آن روبرو شده ام چه درسی به من می آموزد ، چه توصیه ای به من می کند تا بفهمم راهی برای رفع سردرگمی و گمراهی وجود دارد که گاهی اوقات احساس می کنم. چگونه می توانید آنچه را که اکنون با آن روبرو هستم هدایت کنید؟

تصویری از مادرم وقتی کوچک بود پیدا شد. (نائومی یووین)

تصویر دستکاری شده از عموی من و همسرش. (نائومی یووین)

چندی پیش این تصویر از عمه ام را پیدا کردم – در پشت او نامه ای برای جدایی از معشوقش نوشته بود: “زندگی یک گل و یک ضربه است. خیلی اوقات ، درست در کنار شادی ، لذت و خنده ، همیشه اشک و غم و اندوه وجود دارد که زشتی و تاریکی را به وجود ما می آورد. از آنجا که زندگی از جدایی ساخته شده است ، من باید قوانین طبیعی را رعایت کنم. ” (نائومی یووین)

این پروژه برای این Gwo Fanm و برای نقش خودم در تاریخ خانواده ام است. وقتی به مادربزرگم گفتم که می خواهم عکاس شوم ، او به شوخی از من پرسید: “بنابراین می توانی به هائیتی بروی ، مثل همه روزنامه نگاران دیگر باشی و فقط چیزهای بد را شلیک کنی؟” این داستان همه مهاجران هائیتی است: ما اینجا هستیم در آمریکا و آنچه در اخبار می بینیم تصویری شرم آور از خانه ای است که می شناسیم و دوستش داریم. جای تعجب نیست که افرادی مانند مادربزرگ من به عکاسان نگاه تحقیرآمیز دارند – آنها فقط آنچه را آمریکا می خواهد ببیند نشان می دهند. بخشی از آنچه من را به عنوان یک عکاس سوق می دهد ، نشان دادن تصویر کامل تری از تجربه هائیتی یا حداقل تجربه من به عنوان یک هائیتی آمریکایی است.

بنابراین بسیاری از تجربه مهاجران از دست دادن ، از دست دادن جامعه ای است که آنها ترک می کنند ، از دست دادن تاریخ در کشور خود است. امیدوارم با ایجاد این عکسها از زنان خانواده ام و بازیابی تصاویری که آنها در طول زندگی خود ساخته اند ، از این فقدان جلوگیری کنم ، هدف و افتخاری را که زندگی آنها را تعریف کرده نشان دهم و یک روایت جدید و فعال برای نسل من ایجاد کنم. .



[ad_2]

منبع: offline-news.ir