[ad_1]

6 ژانویه 2020 ، برای مدتی طولانی به عنوان روزی که دو رشته از تجربه آمریکایی با هم برخورد می کنند ، که هر دو ریشه عمیق در تاریخ ملی ما دارند ، از یاد می رود. یکی از آنها در انتخاب سناتورهای آفریقایی-آمریکایی و یهودی از جورجیا منعکس شد. این کشوری است که شاهد لینچ در سال 1915 سرپرست کارخانه یهودی لئو فرانک ، تغییر شکل تام واتسون از یک پوپولیست بود که می خواست کشاورزان فقیر سیاه و سفید را به یک نژادپرست و ضد یهودی وحشیانه متحد کند ، و کشتار آتلانتا در سال 1906. در آن اوباش سفیدپوست شاید دو ده آفریقایی-آمریکایی را به قتل رساندند ، نیازی به ذکر اولین نمایش فیلم در سال 1939 نیست بر باد رفته، خوانده شده توسط Ku Klux Klan. نتایج انتخابات اوج یک جنبش عظیم نژادی و بزرگ برای تغییر کشوری است که مدتهاست حق رای مردم سیاه پوست را در یک دموکراسی واقعی سلب کرده است. این کارزار به رهبری استیسی آبرامز و دیگران برای ثبت نام رای دهندگان جدید ، نمونه ای الهام بخش از احتمال تغییر تدریجی است.

با این حال شورش طرفداران رئیس جمهور ترامپ ، با هدف جلوگیری از شمارش آرا votes انتخاباتی ، جنبه تاریک تاریخ دموکراسی آمریکا را نشان می دهد. ما می توانیم با این واقعیت شروع کنیم که بیش از دو قرن پس از تصویب قانون اساسی ، ما هنوز رئیس جمهور را از طریق کالج انتخاباتی انتخاب می کنیم ، یک سیستم باستانی که نشان دهنده اعتقاد بنیانگذاران است که به مردم عادی نباید اعتماد کرد که مستقیماً به رئیس جمهور و تمایل رأی دهند. برای حمایت از جنوب برده دار ، که با یک بند سه پنجم قدرت سیاسی او افزایش یافته بود که به کشورهای برده آرا additional انتخاباتی اضافی بر اساس جمعیت سیاهان محروم از حقوق خود می داد. در واقع ، ترامپ کاخ سفید را اشغال می کند فقط به این دلیل که یک سیستم انتخاباتی غیر دموکراتیک به او اجازه می دهد رای مردم را از دست بدهد و همچنان رئیس جمهور شود. علاوه بر این ، تلاش برای محدود کردن حق رأی دادن بر اساس نژاد ، جنسیت یا هر معیار دیگری سابقه طولانی دارد. این ایده که مردم باید حاکمان خود را انتخاب کنند ، جوهره دموکراسی ، همیشه با این عقیده که تعداد زیادی از مردم – از نوع اشتباه – رأی می دهند ، همزیستی داشته است. تقاضای گرجستان از کاندیداهای اداری بیش از 50 درصد آرا receive و یا دور دوم انتخابات در سال 1963 در اوج انقلاب حقوق مدنی با هدف جلوگیری از پیروزی یک کاندیدای سیاه پوست در صورت تقسیم چند نامزد بود. صدای سرخپوشان.

وقایع 6 ژانویه اوج منطقی بی احترامی به قانون مداری است که توسط ریاست جمهوری ترامپ پرورش یافته است ، که در تجلیل از گروه های مسلح نئوفاشیست ، مشهورترین گروه تاکنون در شارلوتزویل دیده می شود ؛ تشدید شورش ها علیه ماسک ها و محاصره ها علیه محاصره ها در میشیگان و سایر ایالت ها. و عدم پذیرش نتایج روشن انتخابات ریاست جمهوری. اما کسانی که با تاریخ آمریکا آشنا هستند می دانند که قیام کاپیتول به سختی اولین تلاش برای خنثی کردن نتایج غیرقانونی یک انتخابات دموکراتیک است. دوران بازسازی و سالهای بعد شاهد چنین حوادث بسیاری بود که برخی از آنها بسیار خشونت بارتر از شورش 6 ژانویه بود. ده ها نفر از اعضای شبه نظامیان سیاه پوست در سال 1873 در کلفاکس ، لائوس ، توسط سفیدپوشان مسلحی که توسط مقامات منتخب سیاه پوست کنترل دولت محلی را در دست گرفتند ، کشته شدند. قیام سال آینده از سوی اتحادیه سفید به دنبال سرنگونی دولت لوئیزیانا برای ترمیم بایرا است. (بنای یادبود این تلاش برای بازگرداندن برتری سفیدپوستان برای چندین دهه در نیواورلئان ایستاده است تا اینکه در سال 2017 توسط شهردار میچ لندریو برداشته شد) . در اوایل قرن 20 ، رای گیری سیاه پوستان و تصدی مناصب قانونی در تمام جنوب به پایان رسیده بود. این فقط یک داستان باستانی نیست. در اوایل سال 2013 ، دیوان عالی کشور مقررات اصلی قانون حقوق رأی گیری را حذف کرد و این امر زمینه را برای تلاش گسترده در ایالت های تحت کنترل جمهوری خواه برای سرکوب ظرفیت رأی گیری فراهم می کند. فرض نکنیم که تا زمان شورش های کاپیتول ، ایالات متحده دموکراسی با عملکرد خوبی بود.

الكساندر اچ استیونز ، رهبر سیاسی در جورجیا كه به عنوان نایب رئیس كنفدراسیون خدمت می كرد ، تلاشها برای ایجاد یك جمهوری برده دار را بسیار عالی توصیف كرد و آن را تجسم “این حقیقت بزرگ است كه سیاه پوست با مرد سفید پوست برابر نیست ، این برده داری … طبیعی اوست” و شرایط طبیعی “6 ژانویه ممکن است اولین باری باشد که پرچم کنفدراسیون در ساختمان کاپیتول رونمایی می شود – منظره ای تکان دهنده که امیدوارم هرگز تکرار نشود. اما در مخالفت با برداشتن بناهای یادبود برای رهبران کنفدراسیون و تغییر نام آن. در پایگاه های نظامی به این دلیل که تاریخ “ما” را پاک می کنند ، ترامپ عمداً ریاست جمهوری خود را با کنفدراسیون و ملی گرایی سفید در هسته اصلی آن شناسایی کرد.

امروز ایالات متحده بیش از هر کشور دیگری هزینه های نظامی خود را صرف می کند. با این حال جمعیتی که به پایتخت حمله کردند متشکل از چینی ها ، ایرانی ها ، روس ها یا دیگر دشمنان احتمالی دموکراسی آمریکایی نبودند ، بلکه هموطنان ما بودند. نزدیک به دو قرن پیش ، آبراهام لینکلن در سخنرانی معروف خود در لیسه ، بی احترامی فزاینده به قانون را به عنوان بزرگترین خطر برای دموکراسی آمریکا محکوم کرد. وی گفت: “اگر تخریب سرنوشت ما باشد ، ما باید نویسنده و پایان دهنده آن باشیم.” نتایج خروج قریب الوقوع ریاست جمهوری در جورجیا و ترامپ امید به احیای فرهنگ سیاسی دمکراتیک را فراهم می کند. اما اکنون ، مانند زمان لینکلن ، آخرین خطر دموکراسی آمریکایی است.



[ad_2]

منبع: offline-news.ir