سیب ملت


شهروندان سیب مومی را روی درختان می چسبانند
آنها مانند Dictator با خجالت از پنجره های خود می درخشند
او کنار بنای یادبود پدرش ایستاد
اصلاً هیچی دیروز دیکتاتور لباس پوشید
پسر قصاب با لباس پسر خودش.
امروز ، به دستور دیکتاتور ، نگهبانان پسر را هدف گلوله قرار دادند.

در شهر کودکی وی ، متصدی یک جهانگرد است.
مادرش را با زبان لمس می کند
که با آن دست به کار خود نمی زند.
در تصویر ، اوا بی حوصله یک سیب را می زند.
به زبان کارش ، آن را به دست می آورد.

هنگام ضیافت: خوکهایی که با سیب خفه شده اند ،
موسیقی پاره شده از غم و اندوه شهروندان.
گوشت موجود در سوپ گوشت انسان است.
انگشتر دیکتاتور از طلا ساخته شده است
از دندان اجساد کشیده شده است.

سانسورگر با آنچه می داند باد می کند.
پسرانش در صف های مرتب شکوفا می شوند.
درون همسرش باغی رشد می کند.
او آن را روز یکشنبه هرس می کند.

زیر زمین ، پسر قصاب ، با خنده ،
یک سیب بخور قلب بالا می رود ، نور با پوسیدگی.
دیکتاتور میوه های سرزمین خود را تحسین می کند.




منبع: offline-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>