دموکراسی آمریکا هرگز لازم نبوده باشد


اگر ایالات متحده دموکراتیک بود ، این انتخابات نزدیک نبود. سرنوشت جهان به تعداد انگشت شماری از محله های حومه شهر بستگی نخواهد داشت. فوراً برنده اعلام خواهد شد. رئیس جمهور منتخب و حزب وی با داشتن یک سرنشین مناسب میلیون ها نفری می توانند به سراغ تهیه و ارسال برنامه بروند ، که این یک حکم بلامنازع را برای آنها به ارمغان آورد.

اما ما دموکراسی نداریم ، نه به این دلیل که ترامپ آن را تضعیف کرد ، بلکه به این دلیل که سازندگان قانون اساسی آن را ایجاد نکردند. آنها احساس كردند كه اعضای كنفدراسيون قدرت زيادی را در اختيار پوپوليست های اقتصادی در ايالت ها قرار می دهند و از اين رو سيستمي را براي خدمت و حمايت از ثروتمندان طراحي كردند. به گفته جیمز مدیسون ، قانون اساسی به طور خاص برای پیشگیری ایجاد شده است اسناد فدرالیستی، “تخفیف بدهی” یا “توزیع برابر دارایی” از انتقال به قانون.

تقریباً دو قرن و نیم بعد ، مفاد ضد دموکراتیک قانون اساسی همچنان که م foundسسین تصور می کردند ، در حال اجرا است. حتی در عصر سرمایه جهانی ، ثروتمندان از یک دولت ناکارآمد و ناکارآمد سود می برند. وقتی نتایج انتخابات زودهنگام حاکی از آن بود که رئیس جمهور جو بایدن و جمهوری خواهان قدرت خود را بر مجلس سنا حفظ کنند ، آسوشیتدپرس گزارش داد که “سهام ها در وال استریت تجمع کردند زیرا سرمایه گذاران از ازدحام بیشتر در واشنگتن استقبال می کنند.” به نظر می رسد دولت تقسیم شده آنچه را كه مدیسون “پروژه های شرورانه یا نامناسب” خواند ، شکست بخورد: لغو بدهی دانشجویی ، افزایش مالیات برای ثروتمندان ، معامله جدید سبز.

با این حال ، بیش از اقدامات اقتصادی مترقی ، خود دموکراسی توسط قانون اساسی خنثی شده است. در تابستان 1787 ، مخالفت مردم یکی از معدود مواردی بود که نمایندگان فیلادلفیا می توانستند در مورد آن توافق کنند. آنها روزهای اول کنگره را به اطمینان از قدرت ضد دموکراتیک خود سپری کردند. البریج گری از ماساچوست نمونه ای از دموکراسی به عنوان “بدترین از بین شر سیاسی” بود.

قانون اساسی که آنها تهیه کردند شامل مقررات و سازوکارهایی بود که برای تضعیف خواست مردم و جلوگیری از توزیع یکنواخت ثروت طراحی شده است. رئیس جمهور توسط مردم انتخاب نمی شود ، بلکه توسط یک کالج انتخاباتی انتخاب می شود که اعضای آن توسط قانونگذار ایالتی منصوب می شوند. سنا با کسب آرا equal برابر برای هر ایالت کوچک و بزرگ ، اطمینان حاصل خواهد کرد که شهروندان ایالت های بزرگ و پرجمعیت نفوذ بسیار کمتری در قانونگذاری و انتصابات قضایی نسبت به افراد کوچکتر دارند. الكساندر همیلتون می خواست كه اعضای آن مادام العمر خدمت كنند ، زیرا “چیزی جز یك بدن دائمی نمی تواند احتیاط دموكراسی را تأیید كند.” جیمز مدیسون اگرچه مخالف دادن آرا equal برابر به هر ایالت بود ، اما معتقد بود كه مجلس اعلی باید “به عنوان یك آزمایش دموكراسی” عمل كند ، راهی برای جلوگیری از نفوذ افرادی كه “در تمام سختی های زندگی كار می كنند و به طور پنهانی برای بیشتر نفس می کشند”. حتی توزیع نعمت های او ”

دور از حل یک دهه فلج و بحران ، انتخابات 2020 فقط شک و تردید در مورد ثبات دموکراسی آمریکایی ، نهادها و نظم قانون اساسی را تأیید کرد. ناکامی آشکار دموکرات ها در تصرف سنا – پذیرفتن چیزی کمتر از یک معجزه در گرجستان در ژانویه – این امکان را در آینده قابل پیش بینی که حزب می تواند برای جبران کاستی های ساختاری خود مانند گسترش دادگاه ها و پذیرش پورتوریکو را از بین ببرد ، از بین می برد. و منطقه کلمبیا ، همانطور که نشان داده شده است.

جابجایی ترامپ به تنهایی بدون پرداختن به نقاط ضعف قابل توجه در سیستم سیاسی ما کافی نیست ، به ویژه قانون اساسی منسوخ شده ، که همچنان به اقلیت شهروندان ثروتمند و سفیدپوست خدمت می کند و تحرکاتی را که می تواند تهدید آنها را محدود کند محدود می کند. ثروت و قدرت به عنوان مثال ، مجلس سنا ضد دموکراتیک مانع عمده ای در برابر تصویب قانون جدی تغییرات آب و هوا است. بدون یک برنامه عملی برای بازنگری در قانون اساسی ، دموکرات ها محکوم به بازی با قوانین نادرست می شوند.

این زمانی در دهه 1780 است که به نظر می رسد قانون اساسی موجود قادر به پاسخگویی به بحران ها نیست ، اما تغییر آن بسیار دشوار است. انتخابی که آمریکایی ها در آن زمان ، بین گسست ملی یا تجدید ملی مواجه هستند ، انتخابی است که اکنون با آن روبرو هستیم. ما هنوز هم می توانیم مورد دوم را انتخاب کنیم ، اما باید نهادهای جدیدی ایجاد کنیم که به جای چند مورد ، بسیاری را قادر سازد. برای رفع برخی از نقایص منشور اصلی ممکن است یک کنوانسیون قانون اساسی لازم باشد. سنا باید از بین برود یا در غیر این صورت از حق وتو در امور ملی محروم شود. مهلت های تعیین شده برای دیوان عالی کشور باید تعیین شود تا هر دوره ریاست جمهوری تعداد خالی یکسان داشته باشد. مجلس نمایندگان باید گسترش یابد ، زیرا از سال 1911 تاکنون ، این کشور کمتر از یک سوم جمعیت فعلی خود داشته است.

البته ، حتی یک کنوانسیون قانون اساسی ممکن است برای تبدیل تبار یک کشور به اختلال در عملکرد ، شاید حتی انحلال کافی نباشد. این خود می تواند باعث فروپاشی نظم سیاسی شود. اگر ایالات متحده بخواهد با هر هدف شایسته ای مانند پیگیری یک تلاش جهانی برای جلوگیری از فاجعه آب و هوایی ، زنده بماند ، این می تواند خطری باشد که قابل قبول است. بیش از یک رئیس جمهور جدید ، ما نیاز به یک بازنگری اساسی در مورد آنچه این کشور می تواند و باید انجام دهد – چیزی کمتر از یک تلاش گسترده برای تجدید ملی.




منبع: offline-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>