[ad_1]

تیاین باید پایان روز باشد ، “دیان کوک از مجموعه 2014 می گوید. مرد V. طبیعت، در جهانی سیل زده اتفاق می افتد. این قصه گوی ناشناس با کمک شخصی به نام گری از خانه خود در برابر غریبه های ناامید دفاع می کند. در همین حال ، همسایه راوی ، هر تازه واردی را که در ایوان خود را شستشو می کند ، در خود جای می دهد – در واقع او به استقبال بسیاری از مردم می رود که خانه اش خراب می شود. مهم نیست که چقدر اوضاع برای همسایه و پناهجویانی که در خانه او زندگی می کنند بد باشد ، راوی از تغییر روش های انزواطلبانه خودداری می کند. سرانجام ، گری راوی را رها می کند تا به همسایه کمک کند و راوی با سو and ظن به گری و همسایه در توطئه علیه او واکنش نشان می دهد. ما اجازه دادیم راوی در نزدیکی درب ورودی آنها معلق بماند ، چاقو در هر دست ، منتظر محافظت از خانه اش در برابر محاصره ای که ممکن است هرگز رخ ندهد.

البته این داستان بخشی از داستان تغییرات آب و هوایی است (یا “CliFI”). اما این یک افسانه است ، یک داستان اخلاقی درباره تصمیماتی که باید هنگام زندگی در میان آخرالزمان گرفت. آیا با راوی بقا یا همسایه فداکار او همدردی می کنید؟ اگر فردا محله شما طغیان کند چه می کنید؟

دایان کوک داستان های خود را بر روی اسرار اخلاقی اینگونه متمرکز می کند. پسندیدن مرد V. طبیعتعنوان را پیشنهاد می کند ، کوک خوانندگان را مجبور می کند تا در برابر شرایط انسانی – ماوراural طبیعی ، محیطی ، آینده نگرانه یا ترکیبی از این سه مورد – محدودیت های انسانیت خود را زیر سوال ببرند.

اولین رمان کوک ، کویر جدید، برج بیش از داستان های مجموعه خود را دارد. زمین آینده را به دست می گیرد ، چنان آلوده که مردم برای بقا در جامعه شهری (که به سادگی “شهر” نامیده می شود) تلاش می کنند. گروهی از آسیب پذیرترین شهروندان به منطقه ای معروف به کویر نقل مکان می کنند تا در محل تجمع عشایر شکارچیان بنام Community زندگی کنند. شخصیت اصلی ما ، بی ، تصمیم می گیرد به انجمن بپیوندد زیرا دخترش اگنس بیمار است: اگر او و اگنس شهر را به مقصد صحرا ترک نکنند ، مرگ اگنس تقریباً قطعی است.

هسته عاطفی رمان – و منبع واقعی درخشش آن – در روابط بین Bea و Agnes ، پیچیده ترین و اخلاقی ترین رابطه ای است که کوک تاکنون برقرار کرده است. Bea برای نجات جان دخترش به انجمن پیوست و با این وجود Bea پر از چند قنادی فرقه ای ، لشکرکشی های وحشی شکار ، مصرف گوشت خام ، حشرات و جوندگان شد ، و دیگر نگوئی از ختنه و مرگ. وقتی بیا دیگر تحمل زندگی جامعه را ندارد و اگنس را ترک می کند تا به شهر برگردد ، کوک از دیدگاه بئا به اگنس منتقل می شود و بنابراین ما را مجبور می کند از منظر دختری که رها کرده است ، دیدگاه خود را درباره بئا به چالش بکشیم. . اگنس “مادر دزدکی خود را که فرار کرد” اخراج می کند. پست ترین آنها شاید او هرگز چیزی نبود جز مادری پست و هر بوسه ای ظالمانه بود که در نهایت در غیاب او ایجاد درد می کرد. کوک با معرفی هر دو طرف اوضاع می پرسد: چگونه می توان قربانی اصلی را با رها کردن بعداً متعادل کرد؟ با توجه به بی رحمی زندگی در بیابانی که Bea در معرض آن قرار گرفت ، تا چه اندازه حاضریم چنین اقدامی مذموم را توجیه کنیم؟

تیلولاها پس از بازگشت Bea به جامعه و تلاش برای بازگشت به لطف دخترش ، پیچیده تر می شوند. اگنس متنفر بود که ذهنش اجازه نمی دهد او دوباره به سمت مادرش جمع شود. اجازه نمی داد بدون نگرانی ، نگرانی یا کینه به طرف او بدود. او اجازه نمی داد آن ابر غباری را که مادرش در آن ناپدید شده بود ، فراموش کند. او از نفس بیرون آمده مادرش و به دلیل اضطرار قلبش به خواب رفت. رابطه مادر و دختر همچنان بین مراقبت و طرد ، عشق و نفرت در نوسان است ، همانطور که آگنس بالغ می شود و به تنهایی زن می شود ، عاشق می شود و شروع به فکر مادر شدن خود می کند ، فرایندی که درک او از عمل را به همراه دارد. مادرش کاملاً در پرتو جدید



[ad_2]

منبع: offline-news.ir