حزب دموکرات را رها نکنید – آن را انتخاب کنید


عرصه انتخاباتی بسیار مهم است که نمی توان آن را به لیبرالهای بی معنی ، منافع راست و افراطی منافع واگذار کرد. مشکلی که شورشیان مترقی با آن روبرو هستند نحوه تعامل با آنها است. در سال 1864 ، لغو کنندگان بحث بر سر تأیید آبراهام لینکلن برای انتخاب مجدد را مطرح کردند. (ویلیام لوید گاریسون با اشتیاق چنین کاری را انجام داد ؛ وندل فیلیپس از نامزدی شخص ثالث حمایت کرد.) پس از معامله جدید ، کارگران سفید پوست و رأی دهندگان سیاه پوست دموکرات را به سیمان کشاند ، بسیاری از جنبش کارگری از نبود یک حزب واقعی کارگری ابراز تاسف کردند. سوسیالیست های میانه رو ، مانند مایکل هرینگتون از کمیته سازماندهی سوسیالیست دموکرات ، در دهه 1970 و 1980 اظهار داشتند که حزب دموکرات نسخه آمریکایی احزاب سوسیال دموکرات اروپا است ، در حالی که چندین چپگرای – با موفقیت اندک – با تجسم های مختلف کشور های سوم آزمایش کردند. حزب صلح و آزادی در سال 1967 به حزب سبز ایالات متحده ، که امروز نیز دیدارهای خود را ادامه می دهد. نسخه های این استراتژی ها برای حمایت از چپ سیاسی نوظهور امروز رقابت می کنند.

فقط 10.3٪ از کارمندان در ایالات متحده ، که سال گذشته متحد شده بودند ، بدیهی است که برای ساختن و داشتن قدرت سیاسی بیشتر به افراد شاغل احتیاج دارند. برای این منظور ، نه غوطه وری انتقادی در جناح لیبرال حزب دموکرات و نه پرهیز از سیاست های احزاب بزرگ ، یک استراتژی مثر نیست. در عوض ، ما به یک رویکرد داخلی و خارجی در سیاست های انتخاباتی نیاز داریم. ما باید با حزب دموکرات نه به عنوان یک ماده یکپارچه نفوذناپذیر بلکه به عنوان یک زمین مشاجره برخورد کنیم. ما به یک زیرساخت مستقل با کارکنان ، بودجه ، پایه و ظرفیت سیاسی خود نیاز داریم. اما ما همچنین باید نقش اسپویلر شخص ثالث را رد کنیم و در انتخابات مقدماتی کاندیداها را برای سرنگونی حزب دموکرات معرفی کنیم.

خبر خوب این است که این طرح در حال انجام است ، با یک لیست فزاینده از پیروزی های ناراحت. شکست دادن نظام دموکراتیک کار ساده ای نیست ، اما الکساندریا اوکاسیو-کورتس ، جامعال بومن ، کوری بوش ، راشیدا تلب و بسیاری دیگر نشان داده اند که می توان این کار را انجام داد. در همین حال ، گروه های مستقلی مانند دموکرات های عدالت ، جنبش طلوع آفتاب ، میگنته ، مدافعان رویاها ، اقدام مردم ، حزب خانواده های کارگر ، سوسیالیست های دموکرات آمریکا و بخشهایی از جنبش کارگری نقش مهمی را که جنبش ها و سازمان های مستقل می توانند در شرایط متغیر بازی کنند ، نشان داده اند. بحث ، فشار بر ساختار قدرت و انتخاب قهرمانان مردم. (سازمانی که من تاسیس کردم ، پنسیلوانیا ، دقیقاً همین کار را می کند.)

ما یک راه طولانی در پیش داریم ، اما قیام بیش از هر تلاش انتخاباتی چپ در چهار دهه گذشته قدرت بیشتری یافته است. کار ما اکنون مقیاس بندی است. با هر چرخه انتخابات ، ما باید کاندیداهای بیشتری استخدام کنیم ، سازمان های قوی تری ایجاد کنیم ، و مبارزات هوشمندانه و سازمان دهندگان باتجربه را توسعه دهیم.

ما با یک استراتژی همگام هستیم که سودهای قابل اندازه گیری را به دست می آورد و این باید استدلال کافی باشد. اما بیایید به گزینه پیشنهادی نگاه کنیم: ترک حزب دموکرات برای تشکیل حزب کارگر خودمان. نتیجه نهایی این است که سیستم رای گیری برنده ایالات متحده سدی در برابر کشور ثالث رقابتی است که در آینده قابل پیش بینی غیرقابل عبور است. یک نظم سیاسی گسترده چپ می تواند در ایالات متحده پیروز شود ، اما نه دموکرات ها و نه حزب جدید چپ در صورت رقابت با یکدیگر نمی توانند CSO ها را شکست دهند. در تاریخ ایالات متحده ، مسئله برده داری به اندازه کافی مخرب بوده است که می تواند حزب جدیدی را ایجاد کند که می تواند برای حمایت اکثریت بجنگد. و بلافاصله پس از آن ، سیستم با دو طرف قرارداد منعقد کرد. حتی رکود بزرگ – وقتی یک چهارم ملت بیکار بودند ، میلیونها نفر گرسنه و بی خانمان بودند ، هزاران بانک از کار افتادند و قیامهای بیکار حاکمیت سیاسی را متزلزل کرد – منجر به تغییر حزب دموکرات شد ، نه حزب دیگر.

نگاهی گذرا به تلاش بعدی مترقی بعدی کشور ثالثی ، حزب سبز ایالات متحده ، نشان می دهد که چرا این جاده به بن بست منجر شده است. رالف نادر هنگام نامزد شدن در سال 2000 هیچ استراتژی برای پیروزی یا ایجاد قدرت نداشت. برنی سندرز ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری دموکرات ها ، برای پیشرفت چپ بیشتر از حزب سبزهای آمریکا برای یک دهه حیات خود تلاش کرد.

و همین امر در صورت تلاش کشورهای ثالث در مقیاس ملی اتفاق می افتد. تا زمانی که نتوانیم یک کنوانسیون قانون اساسی موفق را ترتیب دهیم ، کشورهای سوم در سطح ملی قابل استفاده نخواهند بود. و از آنجا که قابل دوام نیستند ، رهبران جدی را جذب نمی کنند. (به جیل استین و هووی هاوکینز فکر کنید.) و بدون رهبران جدی ، ما هرگز یک حزب توده ای نخواهیم ساخت.

خوشبختانه ، لازم نیست بین کشور سوم خارق العاده و حزب دموکرات در وضعیت فعلی خود یکی را انتخاب کنیم. ما در حال سازماندهی نیرویی هستیم که سکان هدایت را از گارد قدیمی نئولیبرال خارج کند. یک نمونه اخیر داریم که نشان می دهد یک شورش موفقیت آمیز در یک مهمانی بزرگ امکان پذیر است: حزب چای و دونالد ترامپ. آنها GOP را به دست گرفتند و با یک برنامه نامطبوع که پایگاه اصلی آنها را به هیجان می آورد ، ریاست جمهوری را به دست آوردند. تصور کنید با دنبال کردن برنامه ای از افراد که از حمایت گسترده برخوردار هستند ، چه می توانیم انجام دهیم.

برای خواندن طرف دیگر بحث ، پاول بلست را بخوانید: “حزب دموکرات به انتشار ادامه می دهد. وقت آن است که یک حزب کارگری ایجاد کنیم. “




منبع: offline-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>