[ad_1]

وارد شوید ، جورج الیوت. من PB & Js را بسته بندی کردم. پوشیدن
آن چتر باران که نزدیک آن بودیم
به عنوان بچه های هشت ساله وارد شوید ، درست در پاییز ، تا
هر فیلم نامه جنون آمیز از دختران از رویاهای pixie نوشته شده توسط
یک مرد ، به “آب و هوای بد” ، به انار آلگرا
تقسیم شده به پنج پیشنهاد نابرابر ، در کنار خود آلگرا ،
او در حال نوشتن این یک مادر است. بیا داخل تلویزیون
و تمام سخت افزارهای از دست رفته دهه نود. مونتل ،
جری ، ریکی ، بیا داخل من در حال رانندگی هستم. وارد شوید ، سابق به من بگو
برای زندگی بدون من ، موسیقی را بردار ، تهدید کن
از طریق موهای قهوه ای مات من ، چیزی شبیه تو بودی
همیشه همینطوره پس بگذار باران جمله ات را تمام کند. وارد شوید
باران ، اما هوا را بلند نکنید. دارم میدوم. احساس خستگی
که من راهب نیستم. و “ساعت پنج” وارد “خیلی بیهوده هستی” شوید
سایه ها و صحبت کردن با برادرم چقدر سخت است.
ما یک سال و نیم کامل رفتیم. یک سال و نیم وارد شوید.
وارد شوید ، یک درمانگر با مدل موی خوب و توصیه بد.
شما هم مایکل جکسون. متاسفم که تو مجبور بودی
مایکل جکسون. نوعی برف که تازه باریده است
وقتی جوان بودم ، وارد شو یا شاید فقط چگونه
من او را دیدم ، داخل شو من به شدت سعی می کنم شیرین به نظر نرسم ،
که البته جذاب است. اما لطفا. یازده خواهر و برادر
در اردوگاه ها کشته شد ، بیا ، کنار پدربزرگم.
بی قانونی ، وارد شوید. پیشانی پما هدرون
و همه چیز پشت آن ، وارد شوید. من این را نمی گویم
دوباره: بستن ، گل نرگس پشت گوشم بگذار ، لمس کن
شانه من از صندلی عقب ، وصیت نامه خود را برای من بنویس ،
به مری آن ایوانز بگو من صدای زمزمه او را می شنوم ، او خوب است
فقط این دیوانه ام می کند من می دانم که گریه می کنم ،
وارد شوید ، کنار K. بنشینید
از سار و رحم – صندلی جلو. من فقط پنج فوت قد دارم ،
خیلی غریبه ها من را به عنوان یک شوخی ، رویای تکرار شونده ام می گیرند
این است که من دوباره این زندگی را انتخاب می کنم – دستان خود را در داخل نگه دارید
وسیله نقلیه ماندولینی که به دلیل نسل کشی به ارث بردم ،
مرا تمام شب بیدار نگه دار مورگان ، من فقط می خواهم به دستان تو نگاه کنم
محافظت در برابر شعله همه ، متاسفم ، من تمام تلاشم را می کنم
به شدت به استعاره ای اعتماد نکنم که از آن اجتناب می کنم
جایی که من هستم. این بار او خودش را اختراع کرد. با اينكه
حالات صورت را به درستی درک کنید ، شنونده بد ، وارد شوید.
موهای چرب ، دارای مو ، به راحتی از بین می رود ، خوشبو کننده است
لکه ها ، مخفیانه کاترین را روغن کاری کنید ، وارد شوید ، کیف کتاب خود را پرتاب کنید
از طریق پنجره و رنگ مورد علاقه خود را به من بگویید. فیروزه ، بیا داخل
قفل گبی به داخل رانده شد و من این کار را نکردم ، اما نکردم
جلوی آنها را بگیرید ، وارد شوید. مرز بین جایی که تقریباً رفته اید
و کجا می روید: آنها آن را چنگال می نامند. خنده دار. هر زمان
گذاشتم سقف ماه باز شود ، اما ماه نبود ، بیا
داخل ، آهسته عجله کن ، سرعت خود را کم کن ، به دنیای خود توهین کن ، بگو که هستی
خوب ، اعتراف کنید که در حالیکه دست به دست هم داده اید دوقلوی زشت را دوست دارید
بزرگتر یک ثانیه اوه عزیزم ، خیلی زیاد وارد شو
دیر ، وارد شوید ، شام هرگز بسته نمی شود ، وارد شوید ، پاهای خود را بالا بگذارید
روی خط فاصله می گیرم – باورم نمی شود آنها آن را صدا کنند
این ، دو دستور: استراحت کنید! جلوی خودت را بگیر بازی این است که عجله داریم
در پمپ بنزین ، شما برای من سوغاتی می خرید ، مطمئن هستم
من به آن نیازی ندارم ، و من ، تو. من این جاکلیدی را پیدا کردم ، چشمک می زند
نام تو ، آنها هرگز نام من را ندارند ، وارد شو وارد شوید ،
مرگ ، زمان قسم می خورم اگر این کار را نکنی این ماشین را برمی گردانم
یک جعبه داغ به ما فریاد می زند. روزی که ستاره ها پایین می آیند و شروع می کنند
خدا می گوید من تسلیم می شوم ،
وارد. بازی جاسوسی است ، بازی این است که چه کسی می تواند برای طولانی ترین زمان ساکت باشد ،
بازی بی روح است و یک قبرستان وجود دارد. به من سیب زمینی سرخ کرده سفارش دهید.
به من ریه سفارش کن به من سفارش بده نسخه خطی من را سفارش دهید.
در اینجا مشتی از سکه ها ، بسته های سس گوجه فرنگی ، بهشت ​​است.
می دانم که دیگر خسته شدی ، بیا داخل ، من تو را به خانه می رسانم. دارم غلت می زنم
پنجره شما ، پیش بینی زنده است سگ در خواب لگد می زند
به این معنی که مغز به اندازه لیمو می تواند یک کل را فشرده کند
یک رویا. شاعر بیچاره ، بیا داخل ، هرگز به لطف خداحافظی نمی کنی.
لوسیل ، بیا داخل خانواده مرده ، بیا داخل می خواهم چیزی به تو نشان دهم:
وقتی شروع کردم نقشه ای نداشتم و الان اینجا هستم ، جایی واقعی
فراخوانده شده تا دوستت داشته باشم ، وارد شو



[ad_2]

منبع: offline-news.ir