[ad_1]

روز یکشنبه ، دونالد ترامپ از تهدید قبلی خود مبنی بر وتوی اقدامی که 900 میلیارد دلار برای تخفیف همه گیری فراهم کرد ، عقب نشینی کرد ، در حالی که دولت فدرال را تا سپتامبر آینده تأمین می کرد. با تأخیر در امضای این اقدام ، ترامپ بار دیگر ثابت کرد که دمنده ای است که به سرعت ادعاهای بلندی را مطرح می کند ، اما بندرت به آنها عمل می کند. در بیانیه ترامپ آمده است: “من بسته های Omnibus و Cowid را با یک پیام قوی امضا خواهم کرد که به کنگره روشن می کند که موارد عجیب و غریب باید حذف شوند.” اما این “پیام قوی” چیزی بیش از هوای گرم نیست. چون کنگره 25 روز فرصت دارد تا درخواست وی را بررسی کند و در این مدت جو بایدن رئیس جمهور خواهد شد. تنها چیزی که ترامپ به دست آورد تاخیر در پرداخت بیکاری اضافی بسته ارائه شده است. این امر زندگی بی شماری از آمریکایی ها را مضطرب و ناخوشایند خواهد کرد ، اما به سختی سود رئیس جمهور است.

عملکرد رقت انگیز ترامپ از نظریه برخی منتقدان مبنی بر اینکه وی یک رئیس جمهور بسیار ضعیف است ، دارای میراث قانونگذاری نازک و سابقه مذاکرات و عقب نشینی های ناموفق حمایت می کند. مت گلاسمن ، یکی از اعضای ارشد موسسه امور خارجه دانشگاه جورج تاون ، با بررسی بقایای بدن ، اشاره شد که “استراتژی ترامپ برای وتو در لایحه Omnibus / COVID هم کلاس اصلی نحوه استفاده نکردن از قدرت POTUS برای تأثیرگذاری بر سیاست های عمومی است و هم نمونه ای از کل عدم موفقیت وی در ریاست جمهوری.” مراحل زیر را دنبال کنید:

مرحله 1: ماهها از انجام مرتكب عمومی خودداری كنید.
مرحله 2: تماشای تصویب لایحه توسط اکثریت اکثریت.
مرحله 3: به زور تهدید به وتو کنید مگر اینکه شرایط لازم برآورده شود.
مرحله 4: قدم به عقب بروید و آن را امضا کنید. ضعیف به نظر می رسد

این توصیف ترامپ به عنوان “ضعیف” دقیق ، اما ناخوشایند است ، با توجه به اینکه ترامپ اغلب به عنوان یک فاشیست جاه طلب و جاه طلب که قصد کودتا دارد ، محکوم شده است. یک گروه کوچک اما قابل توجه از مخالفان در چپ وجود دارند که از شواهد ضعف ترامپ به عنوان دلیلی برای به چالش کشیدن ایده تهدید آمرانه ترامپ استفاده کرده اند.

کوری رابین ، دانشمند سیاسی که در مرکز تحصیلات تکمیلی CUNY تدریس می کند ، متقاعد کننده ترین و شدیدترین منتقد این ایده است که ترامپ را باید به عنوان تهدیدی اقتدارگرا قلمداد کرد. در مصاحبه ای که ظاهر شد جریانات یهودی در اوایل دسامبر ، رابین خاطرنشان کرد که قدرتی که ترامپ و رئیس جمهوری در سیاست های کنونی آمریکا دارند تقریباً کاملاً به ویژگی های غیر دموکراتیک اما قانونی نظم قانون اساسی بستگی دارد: کالج انتخابات ، سنا و دادگاه ها. رابین گفت: “از این نظر ، این تقریباً کاملاً مخالف فاشیسم است.”

رابین با موفقیت پیشینیان خود به میراث ترامپ ادامه می دهد:

در مقایسه با ریاست جمهوری جمهوریخواهان نیکسون ، ریگان و جورج دبلیو بوش ، پرزیدنت ترامپ به طور قابل توجهی تغییر شکل داد و میراث وی بسیار کمتر تضمین شده است. به “قانون و نظم” و “اکثریت خاموش” (که نیکسون آن را بخشی از دستور زبان سیاسی ما قرار داد) ، به “دوران دولت بزرگ به پایان رسیده است” (که ریگان به عنوان دکترین حاکم عصر به کلینتون وصیت کرد) ، به جنگ بوش علیه ترور وزارت امنیت داخلی و قانون میهن پرستان ، هیچ یک از تلاش های ترامپ برای تغییر شکل دائمی فضای سیاسی – نه از حزب جمهوریخواه ، بلکه از کل فرهنگ سیاسی – حتی از نظر قابل مقایسه به نظر نمی رسد. به استثنای کاهش مالیات ، ترامپ به سختی توانسته است از طریق کنگره قانون زیادی بدست آورد. بسیاری از دستورات اجرایی وی توسط بایدن لغو می شود. از قضا ، تنها حافظ میراث وی دادگاه هایی خواهد بود که بسیاری آن را پادزهر فساد و نگرانی برای حاکمیت قانون می دانستند.

تحلیل رابین شدت می گیرد. این یک اصلاح لازم برای گفتگوهای لیبرال و چپ در مورد فاشیسم آینده است. با توجه به اصطلاحات آن صحیح است. اما ناقص هم هست. با تمرکز بر دستاوردهای قانونگذاری ، رابین عقب نشینی کوتاهی از جنبه های بلاغی ریاست جمهوری دارد.

رئیس جمهور آمریکا هم رئیس دولت است (به عنوان نخست وزیر در سایر رژیم ها) و هم رئیس دولت (به عنوان پادشاه). ترامپ به عنوان یک شبه سلطان ، کاملاً نگران کننده عمل می کند. وی مطبوعات را به عنوان “دشمن مردم” محكوم كرد و به خشونت علیه خبرنگاران و دشمنان سیاسی دامن زد. او نژادپرستی را گسترش می دهد و مهر تایید خود را به گروه های خشن مانند پسران مغرور می دهد. نظریه توطئه QAnon را تقویت می کند. او از پذیرفتن حقانیت شکست آشکار انتخاباتی خود امتناع ورزید و اقدامات عجیبی را برای لغو نتایج انجام داد.

ضعف قانونگذاری ترامپ و عوام فریبی گسترده او با هم مرتبط هستند. دقیقاً به این دلیل که ترامپ نمی تواند در نبرد قانونگذاری پیروز شود ، او از ایجاد واقعیت جایگزین خیالی که دائماً برنده است استقبال می کند. و برای قضاوت براساس نظرسنجی ها ، او میلیون ها جمهوری خواه را به این واقعیت متناوب کشانده است.

پاسخ منطقی به این حقایق این خواهد بود که “اگر ترامپ و پیروانش نتوانند واقعیت را بپذیرند چه اهمیتی دارد؟”

رابین خود در این موضوع زیرک است. رابین گفت: “آنچه در طول دهه گذشته آموخته ایم – و آنچه بمب گذاری ترامپ به بسیاری از لیبرال ها و چپ ها اجازه داده است از آن اجتناب کنند – میزان محدود کردن اقدامات نهادهای سیاسی ما است.” جریانات یهودی مصاحبه. “با فرض اینکه کرسی های سنا در جورجیا توسط دموکرات ها برنده نشوند ، ما با تحمل 12 سال بی تحرکی سیاسی به پایان سال 2022 خواهیم رسید. یعنی از زمان ریاست جمهوری اوباما پس از اواسط سال 2010 تا زمان بایدن پس از دوره های موقت 2022 ، قانون کمی در مورد چالش های روز و بسیاری از دستورات اجرایی که موقتاً اوضاع را تغییر می دهد ، داشته ایم. این توسط رئیس جمهور بعدی لغو خواهد شد. ”

اما عوام فریبی ترامپ به خودی خود محصولی از این بن بست است و به فلج شدن حتی بیشتر کمک می کند. ترامپ تا حدودی با ادعای اینکه به عنوان یک فرد خارجی می تواند واشنگتن را لرزاند و معاملات را در خطوط حزب انجام دهد ، به قدرت رسید. او در این کار کوتاهی می کند و به سرعت به سوی پارانویا و رستگاری (که قبلاً مشخصه سبک سیاست وی است) عقب نشینی می کند. با مسموم کردن گفتمان سیاسی با نژادپرستی و تئوری های توطئه ، فرار از دام بی حرکتی را برای جانشین خود غیرممکن می کند. اگر تعداد زیادی از رای دهندگان جمهوریخواه معتقد باشند که بایدن انتخابات را دزدیده ، کار برای هر قانونگذار جمهوری خواه بسیار دشوار خواهد بود.

هرچه فلج طولانی تر شود ، دموکراسی پر جنب و جوش آمریکایی نیز بیشتر خواهد شد. ملتی که حتی از عهده مسایل مهمی مانند زیرساخت ها و مشوق ها برنمی آید ، احتمالاً بارها و بارها به یک عوام فریب به سبک ترامپ روی خواهد آورد. حتی بدون کودتای فاشیستی ، دموکراسی آمریکا در وضعیت ضعیفی قرار دارد. ضعف ادعایی ترامپ فقط اوضاع را بدتر کرده است.



[ad_2]

منبع: offline-news.ir