[ad_1]

کسانی که تحریک و مشکوک در تخریب اجباری پایتخت ایالات متحده بودند ، که منجر به حداقل پنج کشته و ده ها زخمی شد ، باید محاکمه شوند. دونالد ترامپ با استیضاح روبرو است و پست خود را با رسوایی محروم از حتی تلفن های بزرگ خود در توییتر ، فیس بوک و یوتیوب ترک خواهد کرد. دادستان ها خشونت و تخریب را تحت پیگرد قرار می دهند ، ده ها نفر در حال محاکمه هستند. مسئولیت کنگره های سیاسی ترامپ در انتظار انتخابات بعدی است ، اگرچه بسیاری از اهدا کنندگان شرکت های آنها در حال پس انداز هستند. س unال بی پاسخ این است که آیا این محاسبه شامل تغییر سیاستهای مخرب استقرار است که به ناامیدی و عصبانیت کشور کمک کرده است تا کشور را به این مرحله برساند.

جمعیت تقریباً تمام سفیدپوستی که کاپیتول را غارت کردند ، یک اجتماع پر رنگ از بسیاری از قسمتهای حزب جمهوری خواه امروز بود – از جمله نئونازی ها ، نژادپرستان که پرچم های کنفدراسیون را به اهتزاز در می آوردند ، پسران مغرور ، متعصبین انجیلی ، داستان علمی QAnon ، بازرگانان خشمگین سفیدپوستان – و صاحبان مشاغل کوچک. گرفتار دروغ بی امان ترامپ مبنی بر سرقت انتخابات و خیالات دیگر.

اما ترامپ و اوباش منشأ مشکلات این دموکراسی نیستند. آنها فقط بیان او هستند. وقتی ترامپ برود ، عصبانیت و نفرت باقی خواهد ماند. در دوران محافظه کاری که با رونالد ریگان آغاز شد ، این کشور متحمل یک تغییر وحشیانه به سمت یک طبقه کارگر نسبتاً امن ، عمدتا سفید پوست شد. رهبران هر دو حزب به طور مداوم به آنها دروغ می گفتند ، و ادعا می کردند که آنها مراقبت می کنند ، اگرچه چیزی تغییر نکرده است. به ویژه نخبگان سفیدپوست به طور فزاینده ای ثروتمند شده اند ، حتی در حالی که جوامع با تعطیلی کارخانه ها و از دست دادن مشاغل خوب خشن بوده اند. برای مدت طولانی ، این دولت و این اقتصاد برای اکثر مردم کارایی نداشته است. و سیاست های گستاخانه ما با پول کلان و فساد گسترده باعث روشن شدن این موضوع می شود که چه کسی این رشته ها را به خود جلب می کند.

ترامپ به عنوان یک عملگر ویژه مضر در سیاست های جمهوری خواهان برای اغوای نژادها ، از کارزار مسموم خود علیه رئیس جمهور اوباما تا موضع خود در مورد “حمله” به مهاجران و مسلمانان ، به مقام ریاست جمهوری رسیده است. اما آنچه او را در سال 2016 متمایز می کند ، جدا شدن از اصولگرایی بازار دو حزب و کیفرخواست شدید علیه نخبگان است. ترامپ به جهانی سازی شرکت ها و سیاست های شکست خورده تجاری ، جنگ های بی پایان ، وال استریت (به ویژه گلدمن ساکس) و دستگاه سیاسی حمله کرده است. وی در سخنرانی مقدماتی خود گفت ، این سازمان “از خود دفاع كرد ، اما نه از شهروندان كشور ما.” وی گفت ، سیاستمداران “رونق گرفتند ، اما مشاغل ترک شدند و کارخانه ها تعطیل شدند.” جورج دبلیو بوش گفت نوعی “گه عجیب و غریب” بود ، اما برای میلیون ها نفر در سراسر کشور صادق بود.

از دموکرات های جدید بیل کلینتون گرفته تا “امید و تغییر” باراک اوباما ، رهبران دموکرات از اجماع محافظه کارانه استقبال کرده اند. آنها از سیاست های تجاری شرکتی که موجب شغل به خارج از کشور می شود حمایت می کردند ، در حالی که اقتصاددانان لیبرال کسانی را که درباره عواقب آن هشدار می دادند مسخره می کردند. آنها به دلیل خرد شدن دستمزدها و افزایش قیمت ملزومات مانند خدمات بهداشتی ، آموزشی و مسکن ، کار کمی انجام دادند زیرا اتحادیه ها خرد شدند. آنها اجرای ضد انحصاری را به تعویق انداختند و مقررات زدایی در وال استریت را ترویج کردند. و هنگامی که بخش مالی حاصل از آن سرانجام با سقوط مالی سال 2008 پایان یافت ، دولت اوباما بانکهای مسئول را نجات داد ، در حالی که میلیونها آمریکایی مورد آزار و اذیت خانه ها و پس اندازهای خود را از دست دادند.

جمهوری خواهان از سیاست اغوا کردن نژاد برای تحکیم “استراتژی جنوب” خود و تبدیل شدن به یک حزب از پناهگاه سفید استفاده کردند. تشکیلات دموکراتیک اقتصاد مخرب نئولیبرالی را به سیاست هویت پیوند می زند – کابینه ای که “تحت نظر کلینتون” شبیه آمریکا بود و به دنبال آن اولین رئیس جمهور سیاه پوست همراه با وعده های باز کردن “نردبانهای فرصت” با بدتر شدن نابرابری این به تحکیم ائتلافی از اکثریت منجر می شود ، که افراد تحصیل کرده و خوش اخلاق را با اقلیت ها متصل می کند. وی همچنین به زخم های کارگران سفیدپوست آواره که به حزب جمهوری خواه سرازیر شدند نمک افزود. نژادپرستی نه تنها نفرت جمعیت را دامن می زند. این امر مستضعفان – همانطور که همیشه اتفاق افتاده است – را از سرخوردگی ایجاد اکثریت چند نژادی طبقه کارگر تقسیم می کند ، که می تواند منجر به تغییر تدریجی شود.

ترامپ علیرغم شعارهای خود ، بیشتر سیاست های سنتی جمهوری خواهان را دنبال می کند – کاهش مالیات شرکت ها ، مقررات زدایی ، انتصابات دادگاه های جناح راست. وعده های پوپولیستی او شکسته یا رها شد. جنگ های تجاری شکست خورد. جنگهای بی پایان ادامه داشت؛ نابرابری شدیدتر شده است پاسخ نادرست وی به بیماری همه گیر بدترین نتایج هر رئیس جمهور از زمان هربرت هوور را به جای گذاشت. اما ترامپ ، که خود را قهرمان گشودن اقتصاد اعلام کرد ، نقاب ها را تحقیر کرد و از جمعیت خشمگین که استانداران و مقامات بهداشتی را تهدید می کنند استقبال کرد.

برخی از اعضای حزب جمهوریخواه معتقدند رسوایی 6 ژانویه می تواند به آنها اجازه دهد ترامپ را با حفظ قدرت حزب بر طبقه کارگر سفید فریب دهند. رهبری دموکراتیک کنگره متمرکز بر مجازات کسانی است که در حمله به کنگره و دموکراسی تحریک ، کمک یا مشارکت می کنند. در اینجا جو بایدن حق دارد: این تلاش را نمی توان از آغاز دوره جدید اصلاحات جسورانه منحرف کرد. سرنگونی ترامپ و پیگرد قانونی کسانی که پایتخت را به وحشت انداختند ضروری است ، اما بقای این دموکراسی به استیضاح یا رسوایی ترامپ بستگی ندارد ، بلکه به این بستگی دارد که آیا او واقعاً می تواند برای افراد شاغل دوباره کار کند. اگر او نتواند – و تغییر آسان نخواهد بود ، زیرا به چالش کشیدن نخبگان و منافع تثبیت شده هر دو طرف است – پس ترامپ به احتمال زیاد به عنوان یک افتتاح آماتور برای نمایش کامل ترسناک که هنوز در انتظار نیست ، دیده خواهد شد.



[ad_2]

منبع: offline-news.ir