“اگر می خواهید خدایان را بخندانید ، برنامه های خود را به آنها بگویید.”


آترانتا –در حقیقت ، این داستانی در مورد انتظارات و این احتمال است که حتی منطقی ترین برنامه نیز غافلگیرکننده است. یکی شامل انتخابات و دیگری عشق در طول Covid-19.

قبل از کار به عنوان مدافع غیرحزبی انتخابات در گرجستان در نوامبر امسال ، من آموزش دیدم که بر اهمیت بررسی چهره و رفتار فیزیکی افراد هنگام بیرون آمدن از صندوق رأی تأکید داشت. آیا آنها به دردسر افتادند؟ اگر چنین است ، ممکن است اتفاقی در داخل رخ داده باشد تا از رای گیری آنها جلوگیری کند: آن را بررسی کرده و هرگونه بی نظمی را گزارش دهید. روز انتخابات ، هنگامی که بین داکولا و سووانی ، در شهرستان گوئینت پرواز می کردم ، همه چیز ساده تر بود. به خاطر داشته باشید ، من وقتی فاصله می گیرم ، یک لحظه این بازرسی بصری را انجام می دهم ، سعی می کنم چشمان مردم را بخوانم ، هنگام راه رفتن با سرعت ثابت برای رسیدن به محل کار یا خانه یا فقط برای گذراندن روز ، به دنبال استرس بر روی ماسک صورت آنها هستم. .

در جایی که مردم ماسک می زدند ، مشاهده بصری عملا غیرممکن بود. در یک مرکز بزرگ رای گیری در سووانا ، رفت و آمد بدون وقفه بود. مردم از وسایل نقلیه خود پیاده شدند ، ماسک های خود را پوشیدند ، وارد مرکز جامعه شدند و وقتی کارشان تمام شد عجله کردند. برای یک دقیقه ، محافظان من و من به این فکر افتادیم که افرادی را که برچسب “من رأی دادم” نمی پوشند متوقف کنیم تا از آنها بپرسیم آیا مشکلی ندارند. اگر آنها چیزی شبیه من بودند ، آنها برچسب را رد می کردند – یک مشکل واضح در این استراتژی. در جایی که مردم از ماسک استفاده نمی کردند ، مانند رای دهندگان بیشتر سفیدپوست در مدرسه ابتدایی داکولا ، هیچ نشانه ای از فاجعه نمی دیدم. آیا این بدان معنا بود که کسی به مشکل برنخورده است؟

من هیچ بی نظمی عمده ای پیدا نکردم ، و از 9 نوامبر ، بایدن با 241،827 رأی موافق در برابر 166،413 رأی ، رئیس جمهور ترامپ در شهرستان گوینت بوده است. اخبار بر این موضوع و آخرین جهش در ویروس های کرونا ویروس و مرگ و میر متمرکز است. اما مردم همیشه در زندگی خود خیلی بیشتر اتفاق می افتند.

در پایان سال گذشته ، در همان زمان که ما در ایالات متحده شروع به شنیدن اخبار مربوط به Covid-19 کردیم ، من رابطه عاشقانه خود را دوباره آغاز کردم. من در ماه دسامبر علائم آنفلوانزا مانند داشتم و در ماه ژانویه احساس بیماری کردم. در ماه فوریه ، این رابطه زمانی شکل گرفت که ما به یکدیگر فرموله کردیم که در پاییز زندگی خود در سن خود هستیم ، و زمستان به سرعت نزدیک می شود. ما فکر کردیم که بهتر است منابع خود را جمع کنیم و با هم زندگی کنیم ، خصوصاً به این دلیل که آخر هفته ها وقت زیادی را با هم می گذراندیم. فکر کردیم با هم مطابقت داریم.

تا آن زمان ، من مثل یک لیسانس واقعی در دی سی زندگی می کردم ، با روبالشتی های ساتن برای خانم ها و یک میله کاملاً مجهز ، بدون بچه و حیوانات خانگی در خانه. خانم من با دختر کوچکش در بالتیمور زندگی می کرد.




منبع: offline-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>